مصرع نخست · شماره 127تیر کز شست دلبران آیدشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.124جان و تن نیز در سردل کرد#125بیخود آن پوست دور کرد ز تن#126گفت: دستت درست باد، بزن!#127تیر کز شست دلبران آیدانتخابشده128هدفش جان عاشقان آید#129چشمه خون روانش از دل ریش#130رقص می کرد از طرب، بی خویش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 127 از «حکایت» است.سطر پیشینگفت: دستت درست باد، بزن!→سطر بعدیهدفش جان عاشقان آید←