مصرع دوم · شماره 20ره به هستی خود نمی دانیمشاعرعراقیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.17تا ز جان با غم تو پیوستیم#18رخت هستی خویش بربستیم#19تا ز شوق تو مست و حیرانیم#20ره به هستی خود نمی دانیمانتخابشده21چون به سودای تو گرفتاریم#22سر سودای خود کجا داریم؟#23تاب حسن تو آتشی افروخت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 20 از «سر آغاز» است.سطر پیشینتا ز شوق تو مست و حیرانیم→سطر بعدیچون به سودای تو گرفتاریم←