مصرع دوم · شماره 14کان پری پای شیخ می مالیدشاعرعراقیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.11داشت او دلبری فرشته نهاد#12که رخش دیده را جلا می داد#13اتفاقا مگر سفیهی دید#14کان پری پای شیخ می مالیدانتخابشده15رفت تا درگه اتابک سعد#16تیز روتر ز سیر برق از رعد#17گفت: ای پادشاه دین، فریاد!#دربارهٔ این سطرسطر شماره 14 از «حکایت» است.سطر پیشیناتفاقا مگر سفیهی دید→سطر بعدیرفت تا درگه اتابک سعد←