مصرع نخست · شماره 7دست از عاشقی نمی داردشاعرعراقیاثرغزلقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4گرچه از چشم ظاهرم دور است#5از شراب الست روز وصال#6جان مستم هنوز مخمور است#7دست از عاشقی نمی داردانتخابشده8دایم از یار اگرچه مهجور است#9جان آشفته بر رخت فاش است#10شعله نار پرتو نور است#دربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «غزل» است.سطر پیشینجان مستم هنوز مخمور است→سطر بعدیدایم از یار اگرچه مهجور است←