مصرع نخست · شماره 21نه بینی خلق را نه پای و نه سرشاعرعطاراثر(۴) حکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.18بسوراخت برد از راستی راه#19چو در کوری تو پی گم کرده مانی#20چو کوران از برون پرده مانی#21نه بینی خلق را نه پای و نه سرانتخابشده22ز کوری زخم خورده مانده بر در#23الف چون مستقیم آید به کوفی#24چنان باید برای العین صوفی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 21 از «(۴) حکایت» است.سطر پیشینچو کوران از برون پرده مانی→سطر بعدیز کوری زخم خورده مانده بر در←