مصرع نخست · شماره 125زبان عاجز شود از شرح ذاتششاعرعطاراثرآغاز سخنقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.122بقدر خویش بشناسی خدا را#123اگرچه هست آن جوهر گزیده#124حقیقت دان که هست آن آفریده#125زبان عاجز شود از شرح ذاتشانتخابشده126ولی بعضی توان گفت از صفاتش#127ورا بخشید معبود یگانه#128ز لطف خود صفات بیگانه#دربارهٔ این سطرسطر شماره 125 از «آغاز سخن» است.سطر پیشینحقیقت دان که هست آن آفریده→سطر بعدیولی بعضی توان گفت از صفاتش←