مصرع نخست · شماره 41جنون محض شد در پیر پیداشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.38خدا را در دو عالم رهنما بین#39همه در پرده گم دید و یقین دوست#40حقیقت مغز گشته در عیان پوست#41جنون محض شد در پیر پیداانتخابشده42بمانده واله و حیران و شیدا#43زبانش در دهان خاموش او دید#44وجود خویشتن مدهوش او دید#دربارهٔ این سطرسطر شماره 41 از «حکایت» است.سطر پیشینحقیقت مغز گشته در عیان پوست→سطر بعدیبمانده واله و حیران و شیدا←