مصرع نخست · شماره 145رنج باید برد تا درمان بودشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.142گرچه بسیاری بود هم پیش تو#143رنج باید برد تا گنج آیدت#144گنج در دست تو بی رنج آیدت#145رنج باید برد تا درمان بودانتخابشده146جان دهی امید هم جانان بود#147رنج بی حد میبرم در هر نفس#148یک زمان زین رنج فریادم برس#دربارهٔ این سطرسطر شماره 145 از «حکایت» است.سطر پیشینگنج در دست تو بی رنج آیدت→سطر بعدیجان دهی امید هم جانان بود←