مصرع دوم · شماره 150درد تو در کنج جان گنجی خوشستشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.147رنج بی حد میبرم در هر نفس#148یک زمان زین رنج فریادم برس#149رنج برد کوی تو رنجی خوشست#150درد تو در کنج جان گنجی خوشستانتخابشده151دادیم دری و آن گم کردهام#152خون دل اندر طلب پرخوردهام#153گرمرا بار دگر آید بدست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 150 از «حکایت» است.سطر پیشینرنج برد کوی تو رنجی خوشست→سطر بعدیدادیم دری و آن گم کردهام←