مصرع نخست · شماره 365شاه شمشیر آنگهی بر هم شکستشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.362ناگهان آمد عنایت در پناه#363از سوی حضرت هدایت در رسید#364شوق او بی حد و غایت در رسید#365شاه شمشیر آنگهی بر هم شکستانتخابشده366ناگهان شمشیر بفکند او ز دست#367دست او بگشاد و چشمش بوسه داد#368تاج خود آنگاه بر فرقش نهاد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 365 از «حکایت» است.سطر پیشینشوق او بی حد و غایت در رسید→سطر بعدیناگهان شمشیر بفکند او ز دست←