مصرع دوم · شماره 366ناگهان شمشیر بفکند او ز دستشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.363از سوی حضرت هدایت در رسید#364شوق او بی حد و غایت در رسید#365شاه شمشیر آنگهی بر هم شکست#366ناگهان شمشیر بفکند او ز دستانتخابشده367دست او بگشاد و چشمش بوسه داد#368تاج خود آنگاه بر فرقش نهاد#369روی خود بر پای او مالید زار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 366 از «حکایت» است.سطر پیشینشاه شمشیر آنگهی بر هم شکست→سطر بعدیدست او بگشاد و چشمش بوسه داد←