مصرع نخست · شماره 369روی خود بر پای او مالید زارشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.366ناگهان شمشیر بفکند او ز دست#367دست او بگشاد و چشمش بوسه داد#368تاج خود آنگاه بر فرقش نهاد#369روی خود بر پای او مالید زارانتخابشده370خوش خوشی بگریست شاه نامدار#371خلعت بی حد ببخشید آن زمان#372هم ببخشید او همه بر مردمان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 369 از «حکایت» است.سطر پیشینتاج خود آنگاه بر فرقش نهاد→سطر بعدیخوش خوشی بگریست شاه نامدار←