مصرع دوم · شماره 368تاج خود آنگاه بر فرقش نهادشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.365شاه شمشیر آنگهی بر هم شکست#366ناگهان شمشیر بفکند او ز دست#367دست او بگشاد و چشمش بوسه داد#368تاج خود آنگاه بر فرقش نهادانتخابشده369روی خود بر پای او مالید زار#370خوش خوشی بگریست شاه نامدار#371خلعت بی حد ببخشید آن زمان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 368 از «حکایت» است.سطر پیشیندست او بگشاد و چشمش بوسه داد→سطر بعدیروی خود بر پای او مالید زار←