مصرع نخست · شماره 433جوهر عشقش چو در بازار کردشاعرعطاراثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.430بیش ازین منشین تو سرگردان خویش#431چند لرزی تو برین صورت کنون#432کی توانی گشت هرگز ذوفنون#433جوهر عشقش چو در بازار کردانتخابشده434هرکه خواهد جان بران ایثار کرد#435جوهر عشقش عجایب جوهرست#436قیمت آن از دو عالم برترست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 433 از «حکایت» است.سطر پیشینکی توانی گشت هرگز ذوفنون→سطر بعدیهرکه خواهد جان بران ایثار کرد←