مصرع نخست · شماره 11
بی تو گرمی خورده ام، در سینه ام خون بسته است
شاعرسلمان ساوجیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 8
جان زار من که زیر لب، به زنهار آمد ست
# - 9
تا بدیدم روی خوبت را، ندیدم روز نیک
# - 10
از فراقت روز برمن، چون شب تار آمد ست
# - 11
بی تو گرمی خورده ام، در سینه ام خون بسته است
انتخابشده - 12
بی تو گر گل چیده ام، در دیده ام خار آمد ست
# - 13
گر نسیمی زان طرف، بر من گذاری کرده ست
# - 14
همچو چنگ از هر رگم، صد ناله زار آمد ست
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 11 از «غزل شماره ۷۱ - جان من می رقصد از شادی، مگر یار آمدست ...» است.