کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 17

بیدماغ طاقت از سودای هستی فارغ است

چهرهٔ بیدل دهلویشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 14

    تا شکست آیینه ام دلر نمی دانم چه شد

    #
  2. 15

    دی من و صوفی به درس معرفت پرداختیم

    #
  3. 16

    او رقم کم کرد و من دفتر نمی دانم چه شد

    #
  4. 17

    بیدماغ طاقت از سودای هستی فارغ است

    انتخاب‌شده
  5. 18

    تا چو اشک از پا فتادم سر نمی دانم چه شد

    #
  6. 19

    بیدل اکنون با خودم غیراز ندامت هیج نعست

    #
  7. 20

    آنچه بی خود داشتم در بر نمی دانم چه شد

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 17 از «غزل شماره ۱۲۷۰ - حاصلم زبن مزرع بی بر نمی دانم چه شد...» است.