شاه نعمت الله ولی
غزلیات
شاه نعمت الله ولی / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
571غزل شماره ۵۷۱ - ما عاشق و مستیم کرامات چه باشد...غزلما عاشق و مستیم کرامات چه باشد←572غزل شماره ۵۷۲ - کرمش گنج بی کران باشد...غزلکرمش گنج بی کران باشد←573غزل شماره ۵۷۳ - رند مست از بلا نه اندیشد...غزلرند مست از بلا نه اندیشد←574غزل شماره ۵۷۴ - هر که او را به نور او بیند...غزلهر که او را به نور او بیند←575غزل شماره ۵۷۵ - نقش خیال عالم عارف به خواب بیند...غزلنقش خیال عالم عارف به خواب بیند←576غزل شماره ۵۷۶ - دلبر سرمست ما عزمی به دریا می کند...غزلدلبر سرمست ما عزمی به دریا می کند←577غزل شماره ۵۷۷ - ما مریدیم و پیر ما مرشد...غزلما مریدیم و پیر ما مرشد←578غزل شماره ۵۷۸ - هر که در کوی تو جانا نفسی بنشیند...غزلهر که در کوی تو جانا نفسی بنشیند←579غزل شماره ۵۷۹ - خوشست این دیده روشن که غیر او نمی بیند...غزلخوشست این دیده روشن که غیر او نمی بیند←580غزل شماره ۵۸۰ - چشم ما عین ما به ما بیند...غزلچشم ما عین ما به ما بیند←581غزل شماره ۵۸۱ - چه خوش چشمی که نور او به نور روی او بیند...غزلچه خوش چشمی که نور او به نور روی او بیند←582غزل شماره ۵۸۲ - دیده ما چو روی او بیند...غزلدیده ما چو روی او بیند←583غزل شماره ۵۸۳ - این دل دریا دل ما عزم دریا می کند...غزلاین دل دریا دل ما عزم دریا می کند←584غزل شماره ۵۸۴ - دل باز عزم کعبه مقصود می کند...غزلدل باز عزم کعبه مقصود می کند←585غزل شماره ۵۸۵ - در خرابات مغان خمخانه جوشی می کند...غزلدر خرابات مغان خمخانه جوشی می کند←586غزل شماره ۵۸۶ - ترک عشقش ملک جان بگرفت و غارت می کند...غزلترک عشقش ملک جان بگرفت و غارت می کند←587غزل شماره ۵۸۷ - آب چشمم دم به دم از دل روایت می کند...غزلآب چشمم دم به دم از دل روایت می کند←588غزل شماره ۵۸۸ - عاشق جانانم و جانم خروشی می کند...غزلعاشق جانانم و جانم خروشی می کند←589غزل شماره ۵۸۹ - کشته عشق او شفا چه کند...غزلکشته عشق او شفا چه کند←590غزل شماره ۵۹۰ - خسته عشق تو بیچاره شفا را چه کند...غزلخسته عشق تو بیچاره شفا را چه کند←591غزل شماره ۵۹۱ - دل عاشق نظر به جان نکند...غزلدل عاشق نظر به جان نکند←592غزل شماره ۵۹۲ - یاری که می ننوشد از ذوق ما چه داند...غزلیاری که می ننوشد از ذوق ما چه داند←593غزل شماره ۵۹۳ - غیر او کی به یاد ما ماند...غزلغیر او کی به یاد ما ماند←594غزل شماره ۵۹۴ - عهد با زلف تو بستیم خدا می داند...غزلعهد با زلف تو بستیم خدا می داند←595غزل شماره ۵۹۵ - دل چو دم از عشق دلبر می زند...غزلدل چو دم از عشق دلبر می زند←596غزل شماره ۵۹۶ - مرغ زیرک بین که یاهو می زند...غزلمرغ زیرک بین که یاهو می زند←597غزل شماره ۵۹۷ - عاشقی کز عشق او دم می زند...غزلعاشقی کز عشق او دم می زند←598غزل شماره ۵۹۸ - ذوق ما در جهان نمی گنجد...غزلذوق ما در جهان نمی گنجد←599غزل شماره ۵۹۹ - بود و نابود در نمی گنجد...غزلبود و نابود در نمی گنجد←600غزل شماره ۶۰۰ - مراحالی است با جانان که جانم درنمی گنجد...غزلمراحالی است با جانان که جانم درنمی گنجد←