شاه نعمت الله ولی
رباعیات
شاه نعمت الله ولی / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
61رباعی شماره ۶۱ - ناخورده شراب ذوق آن نتوان یافت...رباعیناخورده شراب ذوق آن نتوان یافت←62رباعی شماره ۶۲ - در آینه ای گر چه نماید غیرت...رباعیدر آینه ای گر چه نماید غیرت←63رباعی شماره ۶۳ - عشق آمد و عقل رخت بربست و برفت...رباعیعشق آمد و عقل رخت بربست و برفت←64رباعی شماره ۶۴ - بی درد طریق حیدری نتوان یافت...رباعیبی درد طریق حیدری نتوان یافت←65رباعی شماره ۶۵ - خوش آینه ایست مظهر و ذات و صفات...رباعیخوش آینه ایست مظهر و ذات و صفات←66رباعی شماره ۶۶ - از عالم کفر تا به دین یک نفس است...رباعیاز عالم کفر تا به دین یک نفس است←67رباعی شماره ۶۷ - صحبت با غیر اگر چه از بهر خداست...رباعیصحبت با غیر اگر چه از بهر خداست←68رباعی شماره ۶۸ - تا بر سر ما سایه شاهنشه ماست...رباعیتا بر سر ما سایه شاهنشه ماست←69رباعی شماره ۶۹ - دریای محیط جرعه ساغر ماست...رباعیدریای محیط جرعه ساغر ماست←70رباعی شماره ۷۰ - میخانه عشق او سرای دل ماست...رباعیمیخانه عشق او سرای دل ماست←71رباعی شماره ۷۱ - دیدم رندی که سید رندان است...رباعیدیدم رندی که سید رندان است←72رباعی شماره ۷۲ - آن عین که عین جمله اعیان است...رباعیآن عین که عین جمله اعیان است←73رباعی شماره ۷۳ - واصل به خودم عین وصالم این است...رباعیواصل به خودم عین وصالم این است←74رباعی شماره ۷۴ - عشق است که جان عاشقان زنده از اوست...رباعیعشق است که جان عاشقان زنده از اوست←75رباعی شماره ۷۵ - در دیده ما هر دو جهان آینه ای است...رباعیدر دیده ما هر دو جهان آینه ای است←76رباعی شماره ۷۶ - ای دل به طریق عاشقی راه یکی است...رباعیای دل به طریق عاشقی راه یکی است←77رباعی شماره ۷۷ - در مذهب ما محب و محبوب یکی است...رباعیدر مذهب ما محب و محبوب یکی است←78رباعی شماره ۷۸ - یاری که چو ما غرقه دریا گردد...رباعییاری که چو ما غرقه دریا گردد←79رباعی شماره ۷۹ - رندی که ز هر دو کون یکتا گردد...رباعیرندی که ز هر دو کون یکتا گردد←80رباعی شماره ۸۰ - عشق آمد و شمع خود به پروانه سپرد...رباعیعشق آمد و شمع خود به پروانه سپرد←81رباعی شماره ۸۱ - صد جان به فدای دلبران خواهم کرد...رباعیصد جان به فدای دلبران خواهم کرد←82رباعی شماره ۸۲ - در مجلس ما به ترک می نتوان کرد...رباعیدر مجلس ما به ترک می نتوان کرد←83رباعی شماره ۸۳ - دل دوش دم از لطف الهی می زد...رباعیدل دوش دم از لطف الهی می زد←84رباعی شماره ۸۴ - بیماری اگر کنی دوا به باشد...رباعیبیماری اگر کنی دوا به باشد←85رباعی شماره ۸۵ - در هر آنی به ما عطایی بخشد...رباعیدر هر آنی به ما عطایی بخشد←86رباعی شماره ۸۶ - گر زان که گدا نماند آن سلطان ماند...رباعیگر زان که گدا نماند آن سلطان ماند←87رباعی شماره ۸۷ - هر چند که ظالمان همه جمع شوند...رباعیهر چند که ظالمان همه جمع شوند←88رباعی شماره ۸۸ - بی اسم کسی درک مسما نکند...رباعیبی اسم کسی درک مسما نکند←89رباعی شماره ۸۹ - یاری که چنان است خلیلش خوانند...رباعییاری که چنان است خلیلش خوانند←90رباعی شماره ۹۰ - این نقش خیال عالمش می خوانند...رباعیاین نقش خیال عالمش می خوانند←