شاه نعمت الله ولی
رباعیات
شاه نعمت الله ولی / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
91رباعی شماره ۹۱ - گر دیده دیگری خیالش بیند...رباعیگر دیده دیگری خیالش بیند←92رباعی شماره ۹۲ - ای دوست حجاب ما ز ما خواهد بود...رباعیای دوست حجاب ما ز ما خواهد بود←93رباعی شماره ۹۳ - تا هستی ما به ما عیان خواهد بود...رباعیتا هستی ما به ما عیان خواهد بود←94رباعی شماره ۹۴ - داند عالم اگر نکو اهل بود...رباعیداند عالم اگر نکو اهل بود←95رباعی شماره ۹۵ - وجدان تو با وجود چندان نبود...رباعیوجدان تو با وجود چندان نبود←96رباعی شماره ۹۶ - آن روز که کار وصل را ساز آید...رباعیآن روز که کار وصل را ساز آید←97رباعی شماره ۹۷ - چون یوسف باد در چمن می آید...رباعیچون یوسف باد در چمن می آید←98رباعی شماره ۹۸ - هر آینه ای که در نظر می آید...رباعیهر آینه ای که در نظر می آید←99رباعی شماره ۹۹ - لطفش به کرم شهد و شهودم بخشید...رباعیلطفش به کرم شهد و شهودم بخشید←100رباعی شماره ۱۰۰ - دلدار مرا کشت حیاتم بخشید...رباعیدلدار مرا کشت حیاتم بخشید←101رباعی شماره ۱۰۱ - نقشی و خیالیست که عالم خوانند...رباعینقشی و خیالیست که عالم خوانند←102رباعی شماره ۱۰۲ - توحید عوام عاقلان می دانند...رباعیتوحید عوام عاقلان می دانند←103رباعی شماره ۱۰۳ - رندان ز وجود وز عدم دم نزنند...رباعیرندان ز وجود وز عدم دم نزنند←104رباعی شماره ۱۰۴ - آبست که در شیشه شرابش خوانند...رباعیآبست که در شیشه شرابش خوانند←105رباعی شماره ۱۰۵ - درد دل خسته دردمندان دانند...رباعیدرد دل خسته دردمندان دانند←106رباعی شماره ۱۰۶ - در پای تو سروران سر انداخته اند...رباعیدر پای تو سروران سر انداخته اند←107رباعی شماره ۱۰۷ - از آتش عشق شمعی افروخته اند...رباعیاز آتش عشق شمعی افروخته اند←108رباعی شماره ۱۰۸ - یک عالم از آب و گل بپرداخته اند...رباعییک عالم از آب و گل بپرداخته اند←109رباعی شماره ۱۰۹ - ملک و ملکوت با هم آمیخته اند...رباعیملک و ملکوت با هم آمیخته اند←110رباعی شماره ۱۱۰ - خاک در میخانه مگر بیخته اند...رباعیخاک در میخانه مگر بیخته اند←111رباعی شماره ۱۱۱ - هر باده که از حضرت الله دهند...رباعیهر باده که از حضرت الله دهند←112رباعی شماره ۱۱۲ - رند آن باشد که میل هستی نکند...رباعیرند آن باشد که میل هستی نکند←113رباعی شماره ۱۱۳ - بی اسم کسی درک مسما نکند...رباعیبی اسم کسی درک مسما نکند←114رباعی شماره ۱۱۴ - گر علم به تعلیم الهی یابند...رباعیگر علم به تعلیم الهی یابند←115رباعی شماره ۱۱۵ - درویش و گدا مرتبه جان چه کند...رباعیدرویش و گدا مرتبه جان چه کند←116رباعی شماره ۱۱۶ - یاری که مدام این سخن را خواند...رباعییاری که مدام این سخن را خواند←117رباعی شماره ۱۱۷ - در عشق تو شادی و غمم هیچ نماند...رباعیدر عشق تو شادی و غمم هیچ نماند←118رباعی شماره ۱۱۸ - هر دل که به ذوق سرمدی خواهد بود...رباعیهر دل که به ذوق سرمدی خواهد بود←119رباعی شماره ۱۱۹ - فقری که از او غنای مطلق آید...رباعیفقری که از او غنای مطلق آید←120رباعی شماره ۱۲۰ - آب است که جان ما از او می یابد...رباعیآب است که جان ما از او می یابد←