شاه نعمت الله ولی
رباعیات
شاه نعمت الله ولی / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
121رباعی شماره ۱۲۱ - تا با تو توئی بود دوئی خواهد بود...رباعیتا با تو توئی بود دوئی خواهد بود←122رباعی شماره ۱۲۲ - تا قدرت حق دری به عیسی بگشود...رباعیتا قدرت حق دری به عیسی بگشود←123رباعی شماره ۱۲۳ - این لطف نگر که حق به موسی بنمود...رباعیاین لطف نگر که حق به موسی بنمود←124رباعی شماره ۱۲۴ - انسان خوشی محققی پیش آید...رباعیانسان خوشی محققی پیش آید←125رباعی شماره ۱۲۵ - هستی یکیست آنکه هستی شاید...رباعیهستی یکیست آنکه هستی شاید←126رباعی شماره ۱۲۶ - عینی به ظهور عین ها بنماید...رباعیعینی به ظهور عین ها بنماید←127رباعی شماره ۱۲۷ - بلبل مست است و بوی گل می بوید...رباعیبلبل مست است و بوی گل می بوید←128رباعی شماره ۱۲۸ - بلبل سخن از زبان گل می گوید...رباعیبلبل سخن از زبان گل می گوید←129رباعی شماره ۱۲۹ - چون یوسف باد در چمن می آید...رباعیچون یوسف باد در چمن می آید←130رباعی شماره ۱۳۰ - آن روز که کار وصل را ساز آید...رباعیآن روز که کار وصل را ساز آید←131رباعی شماره ۱۳۱ - بی او ما را ظهور یارا نبود...رباعیبی او ما را ظهور یارا نبود←132رباعی شماره ۱۳۲ - بلبل و گل رونق بستان نبود...رباعیبلبل و گل رونق بستان نبود←133رباعی شماره ۱۳۳ - ممکن به خودیش بود و جودی نبود...رباعیممکن به خودیش بود و جودی نبود←134رباعی شماره ۱۳۴ - عینی که ظهور کرد اعیان نبود...رباعیعینی که ظهور کرد اعیان نبود←135رباعی شماره ۱۳۵ - تقوی که در او اسم الهی نبود...رباعیتقوی که در او اسم الهی نبود←136رباعی شماره ۱۳۶ - آن یار فقیر این و آنش نبود...رباعیآن یار فقیر این و آنش نبود←137رباعی شماره ۱۳۷ - بر تخت ولایت آن ولی شاه بود...رباعیبر تخت ولایت آن ولی شاه بود←138رباعی شماره ۱۳۸ - کفر چو منی گزاف و آسان نبود...رباعیکفر چو منی گزاف و آسان نبود←139رباعی شماره ۱۳۹ - بر تخت ولایت آن ولی شاه بود...رباعیبر تخت ولایت آن ولی شاه بود←140رباعی شماره ۱۴۰ - در بحر محیط هر که او غرق بود...رباعیدر بحر محیط هر که او غرق بود←141رباعی شماره ۱۴۱ - با حکمت ما نصیر طوسی چه بود...رباعیبا حکمت ما نصیر طوسی چه بود←142رباعی شماره ۱۴۲ - رندی که ز هر دو کون یکتا گردد...رباعیرندی که ز هر دو کون یکتا گردد←143رباعی شماره ۱۴۳ - یاری که چو ما لطف الهی دارد...رباعییاری که چو ما لطف الهی دارد←144رباعی شماره ۱۴۴ - دل میل به صحبت نگاری دارد...رباعیدل میل به صحبت نگاری دارد←145رباعی شماره ۱۴۵ - بر خاک درش هر که مقامی دارد...رباعیبر خاک درش هر که مقامی دارد←146رباعی شماره ۱۴۶ - محبوب جمال خود به آدم بخشید...رباعیمحبوب جمال خود به آدم بخشید←147رباعی شماره ۱۴۷ - بودش به کمال خویش بودم بخشید...رباعیبودش به کمال خویش بودم بخشید←148رباعی شماره ۱۴۸ - در هر آنی مرا عطائی بخشید...رباعیدر هر آنی مرا عطائی بخشید←149رباعی شماره ۱۴۹ - یک نقطه به ذات خود هویدا گردید...رباعییک نقطه به ذات خود هویدا گردید←150رباعی شماره ۱۵۰ - هر آینه که در نظر می گذرد...رباعیهر آینه که در نظر می گذرد←