ملک الشعرای بهار
غزلیات
ملک الشعرای بهار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
1شماره ۱ - بر دل من گشت عشق نیکوان فرمان روا...غزلبر دل من گشت عشق نیکوان فرمان روا←2شماره ۲ - همی نالم به دردا، همی گریم به زارا...غزلهمی نالم به دردا، همی گریم به زارا←3شماره ۳ - گهی با دزد افتد کار و گاهی با عسس ما را...غزلگهی با دزد افتد کار و گاهی با عسس ما را←4شماره ۴ - دوست می دارم من این نوروز فرخ فال را...غزلدوست می دارم من این نوروز فرخ فال را←5شماره ۵ - خامشی جستم که حاسد مرده پندارد مرا...غزلخامشی جستم که حاسد مرده پندارد مرا←6شماره ۶ - سیل خون آلود اشکم بی خبرگیرد تو را...غزلسیل خون آلود اشکم بی خبرگیرد تو را←7شماره ۷ - یا که به راه آرم این صید دل رمیده را...غزلیا که به راه آرم این صید دل رمیده را←8شماره ۸ - خوشا بهارا خوشا میا خوشا چمنا...غزلخوشا بهارا خوشا میا خوشا چمنا←9شماره ۹ - جز روی تو کافروخته گردد ز می ناب...غزلجز روی تو کافروخته گردد ز می ناب←10شماره ۱۰ - چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب ...غزلچشم ساقی چو من از باده خرابست امشب←11شماره ۱۱ - بکرد ای جوهر سیال در مغز بهار امشب...غزلبکرد ای جوهر سیال در مغز بهار امشب←12شماره ۱۲ - رقم قتل ما به دست حبیب...غزلرقم قتل ما به دست حبیب←13شماره ۱۳ - غم طوقی از آهن شد و برگردنم آویخت...غزلغم طوقی از آهن شد و برگردنم آویخت←14شماره ۱۴ - بسوختیم زبیداد چرخ و خواهد سوخت...غزلبسوختیم زبیداد چرخ و خواهد سوخت←15شماره ۱۵ - همین نه ازستم چرخ شهرآمل سوخت...غزلهمین نه ازستم چرخ شهرآمل سوخت←16شماره ۱۶ - حشمت محتشمان مایه مرگ فقراست...غزلحشمت محتشمان مایه مرگ فقراست←17شماره ۱۷ - عشقت آتش به دل کس نزند تا دل ماست...غزلعشقت آتش به دل کس نزند تا دل ماست←18شماره ۱۸ - شب است و آنچه دلم کرده آرزو اینجاست...غزلشب است و آنچه دلم کرده آرزو اینجاست←19شماره ۱۹ - تا به گل هر لحظه بلبل را فغانی دیگراست...غزلتا به گل هر لحظه بلبل را فغانی دیگراست←20شماره ۲۰ - وحشت راه دراز از نظر کوته ماست...غزلوحشت راه دراز از نظر کوته ماست←21شماره ۲۱ - شب فراق تو گویی شبان پیوسته است...غزلشب فراق تو گویی شبان پیوسته است←22شماره ۲۲ - نم باران ز بستان گرد رفته است...غزلنم باران ز بستان گرد رفته است←23شماره ۲۳ - تو اگر خامی و ما سوخته ، توفیر بسی است...غزلتو اگر خامی و ما سوخته ، توفیر بسی است←24شماره ۲۴ - شیرین لبی که آفت جان ها نگاه اوست...غزلشیرین لبی که آفت جان ها نگاه اوست←25شماره ۲۵ - غم مخور جانا در این عالم که عالم هیچ نیست...غزلغم مخور جانا در این عالم که عالم هیچ نیست←26شماره ۲۶ - قدرت شاهان ز تسلیم فقیران بیش نیست...غزلقدرت شاهان ز تسلیم فقیران بیش نیست←27شماره ۲۷ - به کشوری که در آن ذره ای معارف نیست...غزلبه کشوری که در آن ذره ای معارف نیست←28شماره ۲۸ - اصلاح آشیانه به دست من و تو نیست...غزلاصلاح آشیانه به دست من و تو نیست←29شماره ۲۹ - شاهدی کز پی او دیده گریانی نیست...غزلشاهدی کز پی او دیده گریانی نیست←30شماره ۳۰ - در پایش اوفتادم و اصلا ثمر نداشت...غزلدر پایش اوفتادم و اصلا ثمر نداشت←