ملک الشعرای بهار
غزلیات
ملک الشعرای بهار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
61شماره ۶۱ - اسیر خود شدن تا کی ز خود وارستنی باید...غزلاسیر خود شدن تا کی ز خود وارستنی باید←62شماره ۶۲ - کنون که کار دل از زلف یار نگشاید...غزلکنون که کار دل از زلف یار نگشاید←63شماره ۶۳ - آن چه شعله است کزان راهگذار می آید...غزلآن چه شعله است کزان راهگذار می آید←64شماره ۶۴ - از ما بجز از وفا نیاید...غزلاز ما بجز از وفا نیاید←65شماره ۶۵ - من نگویم که مرا از قفس آزادکنید...غزلمن نگویم که مرا از قفس آزادکنید←66شماره ۶۶ - بهار مژده نو داد فکر باده کنید...غزلبهار مژده نو داد فکر باده کنید←67شماره ۶۷ - حیله ها سازد درکار من آن ترک پسر...غزلحیله ها سازد درکار من آن ترک پسر←68شماره ۶۸ - نیست کسی را نظر به حال کس امروز...غزلنیست کسی را نظر به حال کس امروز←69شماره ۶۹ - نرگس غمزه زنش بر سر ناز است هنوز...غزلنرگس غمزه زنش بر سر ناز است هنوز←70شماره ۷۰ - ای مصور نقش آن سر نهانش را بکش...غزلای مصور نقش آن سر نهانش را بکش←71شماره ۷۱ - درگوش دارم این سخن از پیر می فروش...غزلدرگوش دارم این سخن از پیر می فروش←72شماره ۷۲ - کسی که افسر همت نهاد بر سر خویش...غزلکسی که افسر همت نهاد بر سر خویش←73شماره ۷۳ - مکن تو با دل من بیش از این به جورسلوک...غزلمکن تو با دل من بیش از این به جورسلوک←74شماره ۷۴ - اگرچه بسته قضا دست نوبهار امسال...غزلاگرچه بسته قضا دست نوبهار امسال←75شماره ۷۵ - دل سوی مهر می کشد و مهر سوی دل...غزلدل سوی مهر می کشد و مهر سوی دل←76شماره ۷۶ - باز پیمان بست دل با دلبری پیمان گسل...غزلباز پیمان بست دل با دلبری پیمان گسل←77شماره ۷۷ - منم که خط غلامی دهم به نیم سلام...غزلمنم که خط غلامی دهم به نیم سلام←78شماره ۷۸ - از داغ غمت جانا می سوزم و می سازم...غزلاز داغ غمت جانا می سوزم و می سازم←79شماره ۷۹ - بود آیا که دگرباره به شیراز رسم...غزلبود آیا که دگرباره به شیراز رسم←80شماره ۸۰ - ز نار هجر می سوزم ز درد عشق می نالم...غزلز نار هجر می سوزم ز درد عشق می نالم←81شماره ۸۱ - ز نادرستی اهل زمان شکسته شدیم...غزلز نادرستی اهل زمان شکسته شدیم←82شماره ۸۲ - وقت آنست که بر سبزه مقامی بکنیم...غزلوقت آنست که بر سبزه مقامی بکنیم←83شماره ۸۳ - منم که عشق بتانم نموده پیر و کهن...غزلمنم که عشق بتانم نموده پیر و کهن←84شماره ۸۴ - ای دوست بیا لختی ترک می و ساغرکن...غزلای دوست بیا لختی ترک می و ساغرکن←85شماره ۸۵ - ای نرگست به خلق در فتنه بازکن...غزلای نرگست به خلق در فتنه بازکن←86شماره ۸۶ - تا توانی دفع غم از خاطر غمناک کن...غزلتا توانی دفع غم از خاطر غمناک کن←87شماره ۸۷ - غمزه ات خونریزتر یا دیده خونبار من...غزلغمزه ات خونریزتر یا دیده خونبار من←88شماره ۸۸ - لاله خونین کفن از خاک سر آورده برون...غزللاله خونین کفن از خاک سر آورده برون←89شماره ۸۹ - در ده شراب کهنه که آمد بهار نو...غزلدر ده شراب کهنه که آمد بهار نو←90شماره ۹۰ - جان قرین رخ جانان شود انشاء الله...غزلجان قرین رخ جانان شود انشاء الله←