ملک الشعرای بهار
غزلیات
ملک الشعرای بهار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
31شماره ۳۱ - در مسیل مسکنت خفتیم و چندی برگذشت...غزلدر مسیل مسکنت خفتیم و چندی برگذشت←32شماره ۳۲ - گفتمش هنگام وصل است ای بت فرخار، گفت :...غزلگفتمش هنگام وصل است ای بت فرخار، گفت :←33شماره ۳۳ - از دوست بریدیم به صد رنج و ندامت...غزلاز دوست بریدیم به صد رنج و ندامت←34شماره ۳۴ - شمعیم و دلی مشعله افروز و دگر هیچ...غزلشمعیم و دلی مشعله افروز و دگر هیچ←35شماره ۳۵ - خیزید و به پای خم مستانه سر اندازید...غزلخیزید و به پای خم مستانه سر اندازید←36شماره ۳۶ - باد بر آن دو سر طره شبرنگ افتاد...غزلباد بر آن دو سر طره شبرنگ افتاد←37شماره ۳۷ - تا به کنج لبت آن خال سیه رنگ افتاد...غزلتا به کنج لبت آن خال سیه رنگ افتاد←38شماره ۳۸ - گر نیم شبی مست در آغوش من افتد...غزلگر نیم شبی مست در آغوش من افتد←39شماره ۳۹ - نکاهدم بار، فزایدم درد...غزلنکاهدم بار، فزایدم درد←40شماره ۴۰ - ملک جهان چون سویس باغ ندارد...غزلملک جهان چون سویس باغ ندارد←41شماره ۴۱ - رخ تو دخلی به مه ندارد...غزلرخ تو دخلی به مه ندارد←42شماره ۴۲ - دل از تطاول زلف نگار جان نبرد...غزلدل از تطاول زلف نگار جان نبرد←43شماره ۴۳ - ای دل به صبر کوش که هر چیز بگذرد...غزلای دل به صبر کوش که هر چیز بگذرد←44شماره ۴۴ - آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد...غزلآخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد←45شماره ۴۵ - لب لعل تو می فروشی کرد...غزللب لعل تو می فروشی کرد←46شماره ۴۶ - درغمش هرشب به گردون پیک آهم می رسد...غزلدرغمش هرشب به گردون پیک آهم می رسد←47شماره ۴۷ - مشتاقی و صبوری با هم قرین نباشد...غزلمشتاقی و صبوری با هم قرین نباشد←48شماره ۴۸ - اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد...غزلاگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد←49شماره ۴۹ - سر آزاده ما منت افسر نکشد...غزلسر آزاده ما منت افسر نکشد←50شماره ۵۰ - کر چون تو نقشی ای صنم نقاش چین در چین کشد...غزلکر چون تو نقشی ای صنم نقاش چین در چین کشد←51شماره ۵۱ - بازآمد آن ترک ختا کز بیقراران کین کشد...غزلبازآمد آن ترک ختا کز بیقراران کین کشد←52شماره ۵۲ - گل مقصود نچید آن که چو من خوار نشد...غزلگل مقصود نچید آن که چو من خوار نشد←53شماره ۵۳ - نسیم صبحدم ازکوهپایه باز آمد...غزلنسیم صبحدم ازکوهپایه باز آمد←54شماره ۵۴ - راستی روی نکویش به گلستان ماند...غزلراستی روی نکویش به گلستان ماند←55شماره ۵۵ - آن خط سبز بین که چه زببا نوشته اند...غزلآن خط سبز بین که چه زببا نوشته اند←56شماره ۵۶ - دعوی چه کنی داعیه داران همه رفتند ...غزلدعوی چه کنی داعیه داران همه رفتند←57شماره ۵۷ - دلفریبان که به روسیه ی جان جا دارند...غزلدلفریبان که به روسیه ی جان جا دارند←58شماره ۵۸ - خوبروبان یار را در عین یاری می کشند...غزلخوبروبان یار را در عین یاری می کشند←59شماره ۵۹ - پیوند ببندند بتان لیک نپایند...غزلپیوند ببندند بتان لیک نپایند←60شماره ۶۰ - میان ابرو و چشم توگیر و داری بود...غزلمیان ابرو و چشم توگیر و داری بود←