کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 11

تو بر جمعیت اسباب مغروری و زبن غافل

چهرهٔ بیدل دهلویشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 8

    نمی سازد عزیزان، با مزاج هیچکس هستی

    #
  2. 9

    غریب است ازگرفتاران، غم تن پروری خوردن

    #
  3. 10

    حذر زبن دانه و آبی که دارد در قفس هستی

    #
  4. 11

    تو بر جمعیت اسباب مغروری و زبن غافل

    انتخاب‌شده
  5. 12

    که آخر می برد در آتشت زین خار و خس هستی

    #
  6. 13

    خروش الرحیلی بشنو و از جستجو بگذر

    #
  7. 14

    سراغ کاروان دارد در آواز جرس هستی

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 11 از «غزل شماره ۲۶۶۲ - چه می شدگر نمی زد اینقدر رنج نفس هستی...» است.