مصرع دوم · شماره 20تن و جان را فدای گل کردیشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.17کرد از گل ترازو را پاسنگ#18تا شکر بدهدش مقابل سنگ#19مرد ابله مگر که گل خوردی#20تن و جان را فدای گل کردیانتخابشده21از ترازو گلک همی دزدید#22مرد بقال نرم می خندید#23گفت مسکین خبر نمی دارد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 20 از «حکایت» است.سطر پیشینمرد ابله مگر که گل خوردی→سطر بعدیاز ترازو گلک همی دزدید←