کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 13

ابوعثمان حیری گوید، رضی الله عنه: «منذ اربعین سنه ما اقامنی الله فی حال فکرهته وما نقلنی الی غیر فسخطته.»

چهرهٔ هجویریشاعر
اثرفصل
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 10

    گویند که عتبه الغلام شبی نخفت و تا روز می گفت: «ان تعذبنی فانا لک محب و ان ترحمنی فانا لک محب.»

    #
  2. 11

    اگر مرا به دوزخ عذاب کنی دوست توام و اگر بر من رحمت کنی دوست توام؛ یعنی الم عذاب و لذت نعمت بر تن بود و فلق دوستی اندر دل این مر آن را مضادت نکند.

    #
  3. 12

    و این سخن تاکید قول محاسبی است، که رضا نتیجۀ محبت بود؛ که محب راضی بود بدانچه محبوب کند. اگر در عذاب دارد با دوستی خرم بود و اگر در نعمت بود از دوستی محجوب نگردد و اختیار خود فرو گذارد اندر مقابلۀ اختیار حق.

    #
  4. 13

    ابوعثمان حیری گوید، رضی الله عنه: «منذ اربعین سنه ما اقامنی الله فی حال فکرهته وما نقلنی الی غیر فسخطته.»

    انتخاب‌شده
  5. 14

    چهل سال است تا خداوند تعالی مرا اندر هر حال که داشته است مکره نبوده ام و از هیچ حال مرا به حال دیگر نقل نکرده است که من اندر آن ساخط بوده ام و این اشارت به دوام رضا و کمال محبت بود.

    #
  6. 15

    و اندر حکایات مشهور است که: درویشی اندر دجله گرفتار شد و سباحت ندانست. یکی گفت از کناره ای که: «خواهی تا کسی را بیاگاهانم تا تو را برکشد؟» گفتا: «نه.» گفت: «خواهی تا غرقه شوی؟» گفتا: «نه.» گفت: «پس چه خواهی؟» گفت: «آن چه حق خواهد. مرا با خواست چه کار است؟»

    #
  7. 16

    و مشایخ را رضی الله عنهم اندر رضا سخن بسیار است به اختلاف عبارات؛ اما قاعده این دو اصل است که یاد کردم، و ترک تطویل را بر این اختصار کردم. اما این جا باید که فرق میان مقام و احوال بگویم و حدود آن بیارم تا بر تو و خوانندگان کتاب، ادراک این معانی آسان تر شود واین حد را بدانند، ان شاء الله.

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 13 از «فصل» است.