سطر مستقل · شماره 57
اما سایه ی دراز پاهایم که به دقت از نور نیم رنگ فانوس می گریخت
شاعراحمد شاملواثررکسانا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 54
و توفان با من درآویخت و شنل سرخ مرا تکان داد و من در زردتابی فانوس، مخمل کبود آستر آن را دیدم.
# - 55
و سرمای پاییزی استخوان های مرا لرزاند.
# - 56
# - 57
اما سایه ی دراز پاهایم که به دقت از نور نیم رنگ فانوس می گریخت
انتخابشده - 58
و در پناه من به ظلمت خیس و غلیظ شب می پیوست، به رفت وآمد تعجیل می کرد.
# - 59
و من شتابم را بر او تحمیل می کردم.
# - 60
و دلم در آتش بود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 57 از «رکسانا» است.