کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 133

بنظرش مسخره بود؛ همچنین آن پسر و دختر جوانی که دست بگردن جلو سد نشسته بودند ، بنظر او مسخره

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 130

    مردها را فریفته و دیوا نه خودشان کرده بودند؟ آیا اینها هر کدام مجسمه ای بمراتب پست تر از آن مجسمه پشت

    #
  2. 131

    شیشه مغازه نبودند ؟ سرتاسر زندگی بنظرش ساختگی ، موهوم و بیهوده جلوه کرد . مثل این بود که درین

    #
  3. 132

    ساعت او در ماده غلیظ و چسبنده ای دست و پا میزد و نمیتوانست خودش را از دست آن برهاند . همه چیز

    #
  4. 133

    بنظرش مسخره بود؛ همچنین آن پسر و دختر جوانی که دست بگردن جلو سد نشسته بودند ، بنظر او مسخره

    انتخاب‌شده
  5. 134

    بودند. درسهائی که خوانده بود ، آن هیگل دودزده مدرسه ، همه اینها به نظرش ساختگی ، من در آری و بازیچه

    #
  6. 135

    آمد . برای مهرداد تنها یک حقیقت وجود داشت و آن مجسمه پشت شیشه مغازه بود . ناگهان برگشت ، با گامهای

    #
  7. 136

    مرتب از میان مردم گذشت و همین که جلو مغازه سیگران رسید ایستاد . دوباره نگاهی به مجسمه کرد ، سر

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 133 از «عروسک پشت پرده» است.