نثر · شماره 142
سراغم آمدند... باز شکوفه جیغ و دادش به هوا رفت! طفلکی باید یک باکیش باشه... یادم
شاعرصادق هدایتاثرفردا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 139
چسبیده. این شکوفه دختر قدسی بود که گریه می کرد. امشب پکر بودم، زیاد خوردم، هنوز
# - 140
سرم گیج میره، شقیقه هام تیرمی کشه. انگاری که تو گردنم سرب ریختن. گیج و منگ.
# - 141
همین طور بهتره. چه شمد کوتاهی! این کفنه... رد م ... حالا زیر خاکم... جونورها به
# - 142
سراغم آمدند... باز شکوفه جیغ و دادش به هوا رفت! طفلکی باید یک باکیش باشه... یادم
انتخابشده - 143
رفت براش شیرینی بگیرم.
# - 144
چه حیف شد! بچه خوبی بود. چشم های زاغش همیشه می خندید. بچه پاکی بود! چه پیش
# - 145
آمدی! بیچاره. بیچاره. بیچاره. باید نفس بلند بکشم تا جلو اشکم را بگیرم. مثل این که تو
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 142 از «فردا» است.