نثر · شماره 193
در اطاقم آه برگشتم جلو پیه سوز دیدم آه پیرهن او را برداشته ام. پیرهن چرآی آه روی گوشت تن او بود ،
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 190
چشمهای او خجالت میکشیدم ، به من سرزنش میداد بالاخره از آنار رختخوابش یک تکه پارچه آه جلو پایم را
# - 191
گرفته بود برداشتم و هراسان بیرون دویدم. گزلیک را روی بام سوت آردم چون همه ی افکار جنایت آمیز را
# - 192
این گزلیک برایم تولید آرده بود این گزلیک را آه شبیه گزلیک مرد قصاب بود از خودم دور آردم.
# - 193
در اطاقم آه برگشتم جلو پیه سوز دیدم آه پیرهن او را برداشته ام. پیرهن چرآی آه روی گوشت تن او بود ،
انتخابشده - 194
پیرهن ابریشمی نرم آار هند آه بوی تن او ، بوی عطر موگرا میداد ، و از حرارت تنش ، از هستی او در این
# - 195
پیرهن مانده بود. آن را بوییدم ، میان پاهایم گذاشتم و خوابیدم هیچ شبی به این راحتی نخوابیده بودم. صبح زود
# - 196
یه پیرهن نو « : از صدای داد و بیداد زنم بیدار شدم آه سر گم شدن پیرهن دعوا راه انداخته بود و تکرار میکرد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 193 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.