کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 49

سه هفته گذشت و در تمام این مدت من با بی اعتنا ئی میکردم، پنجره اطاق او که باز میشد من پنجره اطاقم

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 46

    چراغ گاز در کوچه ایستاده . من از این حرکت او تعجب کردم، پنجره را به تغیر بستم . همینکه آمدم لباسم را در

    #
  2. 47

    بیاورم ، ملتفت شدم که کیف منجق دوزی و دستکشهای اودت در جیبم است و میدانس تم که پول و کلید در خانه

    #
  3. 48

    اش در کیفش است ، آنها را بهم بستم و از پنجره پائین انداختم.

    #
  4. 49

    سه هفته گذشت و در تمام این مدت من با بی اعتنا ئی میکردم، پنجره اطاق او که باز میشد من پنجره اطاقم

    انتخاب‌شده
  5. 50

    را می بستم . در ضمن برایم مسافرت به لندن پیش آمد . روز پیش از حرکتم به انگلیس سر پیچ کوچه ب ه اودت بر

    #
  6. 51

    خوردم که کیف ویلن دستش بود و بطرف مترو پیش میرفت . بعد از سلام و تعارف من خبر مسافرتم را باو

    #
  7. 52

    گفتم و از حر کت آنشب خودم نسبت باو عذر خواهی کردم . اودت با خونسردی کیف منجق دوزی خود را باز

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 49 از «آیینه شکسته» است.