مصرع دوم · شماره 40بی کنایت گو لقب تو آن رئیسی پیش راشاعرمولویاثرسومقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.37گر گذر دارد ز لطفش سوی قهرستانها#38پرشکر گردد دهان مر ترکش و ترکیش را#39گر تو این معشوقه را با پیرهن گیری کنار#40بی کنایت گو لقب تو آن رئیسی پیش راانتخابشده41آن خداوند شمس دین را جان بسی لابه کند#42منتظر جان بر لب من از پی آریش را#43ای برای آفتابت فتنه گشته آفتاب#دربارهٔ این سطرسطر شماره 40 از «سوم» است.سطر پیشینگر تو این معشوقه را با پیرهن گیری کنار→سطر بعدیآن خداوند شمس دین را جان بسی لابه کند←