مصرع نخست · شماره 41آن خداوند شمس دین را جان بسی لابه کندشاعرمولویاثرسومقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.38پرشکر گردد دهان مر ترکش و ترکیش را#39گر تو این معشوقه را با پیرهن گیری کنار#40بی کنایت گو لقب تو آن رئیسی پیش را#41آن خداوند شمس دین را جان بسی لابه کندانتخابشده42منتظر جان بر لب من از پی آریش را#43ای برای آفتابت فتنه گشته آفتاب#44روی سرخ من توی از روی زردم رو مناب#دربارهٔ این سطرسطر شماره 41 از «سوم» است.سطر پیشینبی کنایت گو لقب تو آن رئیسی پیش را→سطر بعدیمنتظر جان بر لب من از پی آریش را←