مصرع نخست · شماره 35مگر صنع غریب تو، که تو بس نادرستانیشاعرمولویاثرشانزدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.32بهر دم می کشی گوشم که ای پس مانده، هی پیش آ#33ندیدم هیچ مرغی من که بی پری برون پرد#34ندیدم هیچ کشتی من که بی آبی رود عمدا#35مگر صنع غریب تو، که تو بس نادرستانیانتخابشده36که در بحر عدم سازی بهر جانب یکی مینا#37درون سینه چون عیسی نگاری بی پدر صورت#38که ماند چون خری بر یخ ز فهمش بوعلی سینا#دربارهٔ این سطرسطر شماره 35 از «شانزدهم» است.سطر پیشینندیدم هیچ کشتی من که بی آبی رود عمدا→سطر بعدیکه در بحر عدم سازی بهر جانب یکی مینا←