مصرع دوم · شماره 68وگر قربان نگردی تو، یقین می دان که مرداریشاعرمولویاثرسی امقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.65تو مهمانان نو را بین، برو دیگی بنه زرین#66بپز گر پروری داری، وگر خرگوش کهساری#67وگر نبود این و آن، برو خود را بکن قربان#68وگر قربان نگردی تو، یقین می دان که مرداریانتخابشده69خمش باش و فسون کم خوان، نداری لذت مستان#70چرایی بی نمک ای جان، نه همسایه نمکساری؟#71رسیدم در بیابانی، کزو رویند هستیها#دربارهٔ این سطرسطر شماره 68 از «سی ام» است.سطر پیشینوگر نبود این و آن، برو خود را بکن قربان→سطر بعدیخمش باش و فسون کم خوان، نداری لذت مستان←