مصرع نخست · شماره 47به جانبازی گشاده دار، دو دستشاعرمولویاثرسی و سومقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.44همی دانم که تو بس جان فزایی#45چه جولانها کنند جانها چو ذرات#46که تو خورشید از مشرق برآیی#47به جانبازی گشاده دار، دو دستانتخابشده48که حاتم را تو استاد سخایی#49مکش پای از گلیم خویش افزون#50که تا داناتر آیی از کسایی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 47 از «سی و سوم» است.سطر پیشینکه تو خورشید از مشرق برآیی→سطر بعدیکه حاتم را تو استاد سخایی←