مصرع نخست · شماره 63به جواب گفت « این خو که تو داری ای جفاگرشاعرمولویاثرچهل و یکمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.60سمن از عدم روان شد، تو چرا فرو نشستی؟!#61پی ناز گفت گلبن، به عتاب و فن به بلبل#62که: « خمش، برو ازینجا، که درخت را شکستی »#63به جواب گفت « این خو که تو داری ای جفاگرانتخابشده64نه سقیم ماند اینجا، نه طبیب و نه مجستی»#65گل سوری از عیادت پرسید زعفران را#66که رخ از چه زرد کردی ز خمار سر چه بستی؟#دربارهٔ این سطرسطر شماره 63 از «چهل و یکم» است.سطر پیشینکه: « خمش، برو ازینجا، که درخت را شکستی »→سطر بعدینه سقیم ماند اینجا، نه طبیب و نه مجستی»←