مصرع نخست · شماره 33ای رفته از تباهی، در خون مرغ و ماهیشاعرمولویاثرچهل و دومقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.30چیزی نماندت ای دل، الا که دل طپیدن#31گه سیم و زر کشیدی، که سیمبر کشیدی#32داد آن کشش خمارت هنگام جان کشیدن#33ای رفته از تباهی، در خون مرغ و ماهیانتخابشده34آنچ چشید جانشان، باید ترا چشیدن#35ای شاد آنک از حق آموخت سحر مطلق#36پیش از اجل چو شیران، پیش اجل دویدن#دربارهٔ این سطرسطر شماره 33 از «چهل و دوم» است.سطر پیشینداد آن کشش خمارت هنگام جان کشیدن→سطر بعدیآنچ چشید جانشان، باید ترا چشیدن←