مصرع دوم · شماره 108به هنگام پیری مرانم ز پیششاعرسعدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.105چو شد حالش از بینوایی تباه#106نبشت این حکایت به نزدیک شاه#107چو بذل تو کردم جوانی خویش#108به هنگام پیری مرانم ز پیشانتخابشده109غریبی که پر فتنه باشد سرش#110میازار و بیرون کن از کشورش#111تو گر خشم بروی نگیری رواست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 108 از «سر آغاز» است.سطر پیشینچو بذل تو کردم جوانی خویش→سطر بعدیغریبی که پر فتنه باشد سرش←