مصرع نخست · شماره 3یکی شکر گفت اندران خاک و دودشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1شبی دود خلق آتشی برفروخت#2شنیدم که بغداد نیمی بسوخت#3یکی شکر گفت اندران خاک و دودانتخابشده4که دکان ما را گزندی نبود#5جهاندیده ای گفتش ای بوالهوس#6تو را خود غم خویشتن بود و بس؟#دربارهٔ این سطرسطر شماره 3 از «حکایت» است.سطر پیشینشنیدم که بغداد نیمی بسوخت→سطر بعدیکه دکان ما را گزندی نبود←