مصرع نخست · شماره 5جهاندیده ای گفتش ای بوالهوسشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.2شنیدم که بغداد نیمی بسوخت#3یکی شکر گفت اندران خاک و دود#4که دکان ما را گزندی نبود#5جهاندیده ای گفتش ای بوالهوسانتخابشده6تو را خود غم خویشتن بود و بس؟#7پسندی که شهری بسوزد به نار#8وگرچه سرایت بود بر کنار؟#دربارهٔ این سطرسطر شماره 5 از «حکایت» است.سطر پیشینکه دکان ما را گزندی نبود→سطر بعدیتو را خود غم خویشتن بود و بس؟←