مصرع دوم · شماره 4که دکان ما را گزندی نبودشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1شبی دود خلق آتشی برفروخت#2شنیدم که بغداد نیمی بسوخت#3یکی شکر گفت اندران خاک و دود#4که دکان ما را گزندی نبودانتخابشده5جهاندیده ای گفتش ای بوالهوس#6تو را خود غم خویشتن بود و بس؟#7پسندی که شهری بسوزد به نار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «حکایت» است.سطر پیشینیکی شکر گفت اندران خاک و دود→سطر بعدیجهاندیده ای گفتش ای بوالهوس←