مصرع نخست · شماره 9بجز سنگدل ناکند معده تنگشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.6تو را خود غم خویشتن بود و بس؟#7پسندی که شهری بسوزد به نار#8وگرچه سرایت بود بر کنار؟#9بجز سنگدل ناکند معده تنگانتخابشده10چو بیند کسان بر شکم بسته سنگ#11توانگر خود آن لقمه چون می خورد#12چو بیند که درویش خون می خورد؟#دربارهٔ این سطرسطر شماره 9 از «حکایت» است.سطر پیشینوگرچه سرایت بود بر کنار؟→سطر بعدیچو بیند کسان بر شکم بسته سنگ←