مصرع دوم · شماره 6سقط گفت و نفرین و دشنام دادشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3بیابان و باران و سرما و سیل#4فرو هشته ظلمت بر آفاق ذیل#5همه شب در این غصه تا بامداد#6سقط گفت و نفرین و دشنام دادانتخابشده7نه دشمن برست از زبانش نه دوست#8نه سلطان که این بوم و برزان اوست#9قضا را خداوند آن پهن دشت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «حکایت» است.سطر پیشینهمه شب در این غصه تا بامداد→سطر بعدینه دشمن برست از زبانش نه دوست←