مصرع نخست · شماره 3شنیدم که باری سگم خوانده بودشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1مرا حاجیی شانه عاج داد#2که رحمت بر اخلاق حجاج باد#3شنیدم که باری سگم خوانده بودانتخابشده4که از من به نوعی دلش مانده بود#5بینداختم شانه کاین استخوان#6نمی بایدم دیگرم سگ مخوان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 3 از «حکایت» است.سطر پیشینکه رحمت بر اخلاق حجاج باد→سطر بعدیکه از من به نوعی دلش مانده بود←