مصرع دوم · شماره 8که روشن کنی مجلس ما چو شمع؟شاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.5پری پیکری بود محبوب من#6بدو گفتم ای لعبت خوب من#7چرا با رفیقان نیایی به جمع#8که روشن کنی مجلس ما چو شمع؟انتخابشده9شنیدم سهی قامت سیم تن#10که می رفت و می گفت با خویشتن#11محاسن چو مردان نداری به دست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 8 از «حکایت» است.سطر پیشینچرا با رفیقان نیایی به جمع→سطر بعدیشنیدم سهی قامت سیم تن←