مصرع نخست · شماره 9شنیدم سهی قامت سیم تنشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.6بدو گفتم ای لعبت خوب من#7چرا با رفیقان نیایی به جمع#8که روشن کنی مجلس ما چو شمع؟#9شنیدم سهی قامت سیم تنانتخابشده10که می رفت و می گفت با خویشتن#11محاسن چو مردان نداری به دست#12نه مردی بود پیش مردان نشست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 9 از «حکایت» است.سطر پیشینکه روشن کنی مجلس ما چو شمع؟→سطر بعدیکه می رفت و می گفت با خویشتن←