مصرع دوم · شماره 8که شبها به درگه برد سوز دلشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.5به شب گر ببردی بر شحنه، سوز#6گناه آبرویش نبردی به روز#7کسی روز محشر نگردد خجل#8که شبها به درگه برد سوز دلانتخابشده9هنوز ار سر صلح داری چه بیم؟#10در عذرخواهان نبندد کریم#11ز یزدان دادار داور بخواه#دربارهٔ این سطرسطر شماره 8 از «حکایت» است.سطر پیشینکسی روز محشر نگردد خجل→سطر بعدیهنوز ار سر صلح داری چه بیم؟←