مصرع دوم · شماره 6گناه آبرویش نبردی به روزشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3شب از بی قراری نیارست خفت#4بر او پارسایی گذر کرد و گفت#5به شب گر ببردی بر شحنه، سوز#6گناه آبرویش نبردی به روزانتخابشده7کسی روز محشر نگردد خجل#8که شبها به درگه برد سوز دل#9هنوز ار سر صلح داری چه بیم؟#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «حکایت» است.سطر پیشینبه شب گر ببردی بر شحنه، سوز→سطر بعدیکسی روز محشر نگردد خجل←