کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 16

خود را ز بلای تو امان می نتوان داد

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 13

    داد ره عشق تو چنان کرزویم هست

    #
  2. 14

    عمرم شد و یک لحظه چنان می نتوان داد

    #
  3. 15

    جانا چو بلای تو به ارزد به جهانی

    #
  4. 16

    خود را ز بلای تو امان می نتوان داد

    انتخاب‌شده
  5. 17

    گفتم که ز من جان بستان یک شکرم ده

    #
  6. 18

    گفتی شکر من به زبان می نتوان داد

    #
  7. 19

    چون نیست دهانم که شکر زو به در آید

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 16 از «غزل شماره ۱۵۳ - شرح لب لعلت به زبان می نتوان داد...» است.